شروع کربلای ۵ برای نیرو‌های خودمان هم غافلگیرکننده بود

شروع کربلای ۵ برای نیرو‌های خودمان هم غافلگیرکننده بود

بلافاصله بچه‌های مهندسی شروع به زدن یک جاده خاکی کردند و ما با همه تجهیزات و وسایل راهی جاده شدیم. گردان ما پشت نیرو‌های مهندسی در حرکت بود. آن‌ها در حال زدن جاده بودند، ما هم پشت سرشان صف گرفته بودیم و حرکت می‌کردیم تا وارد شلمچه شدیم
پسرم جنگ با تروریست‌ها را از پاراچنار آموخته بود

پسرم جنگ با تروریست‌ها را از پاراچنار آموخته بود

همه این درد‌ها فدای حضرت زینب (س). می‌دانم «امتیاز حسین» چیزی داشت که حضرت زینب (س) او را طلبیده بود، اما من او را نشناخته بودم. تمام این سختی‌ها برای ما لذتبخش است و باز هم اگر برای حضرت زینب (س) قربانی لازم باشد، هر سه فرزندم را در راه حضرت زینب (س) تقدیم می‌کنم
قلب او جایی ایستاد که برای محرومیت مردمش دل می‌سوزاند

قلب او جایی ایستاد که برای محرومیت مردمش دل می‌سوزاند

شش ماه آخری که با هم زندگی می‌کردیم خیلی می‌گفت: خانم دعا کن من شهید شوم. من می‌گفتم دوست ندارم در این سن و سال شهید شوی، ولی ایشان می‌گفت: اوج سعادت مرد در ۴۰ سالگی است. آخر هم در ۳۹ سالگی شهید شد.
کارگر ساده‌ای که شهید مدافع حرم شد

کارگر ساده‌ای که شهید مدافع حرم شد

شهید سیدرضا حسینی نوده که به همراه همسرش در مزارع کشاورزی مردم فعالیت می‌کرد به خاطر عشق به حضرت زینب (س) دست از زندگی شست و با شعار «کلنا عباسک یا زینب (س)» به دفاع از حریم آل‎الله رفت.
خادم حرم معصومه (س) مدافع حرم خانم زینب (س) شد

خادم حرم معصومه (س) مدافع حرم خانم زینب (س) شد

با آنکه دختر کوچکم مرتباً بهانه بابایش را می‌گرفت ولی وقتی حرف دیدار با آقا را آوردم، خیلی خوشحال شد. دختر بزرگم همیشه می‌گفت: خوش به حال بچه‌هایی که به دیدار آقا می‌روند که من هم می‌گفتم: «فقط بچه‌های شهید را می‌پذیرند که به دیدار آقا بروند.»
همسرم هر هفته به حرم امام خمینی (ره) می‌رفت/ روحیه ژوزف در جبهه ورزشکاری بود

همسرم هر هفته به حرم امام خمینی (ره) می‌رفت/ روحیه ژوزف در جبهه ورزشکاری بود

مادر شهید «ژوزف شاهینیان» گفت: پسرم بعد از گذراندن دوران آموزشی وارد مناطق عملیاتی شد. طبق گفته دوستانش، او در جبهه ترکش می‌خورد و برای اینکه دارو در منطقه عملیاتی کم بود، درخواست می‌کند که بدون بی‌حسی او را عمل کنند.
۶
آرشیو