نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

ماجرای شکنجه «بلبل خمینی» در اسارت

ماجرای شکنجه «بلبل خمینی» در اسارت

یکی از مداحان معروف اردوگاه به نام «جواد قندی» را مخفیانه به آسایشگاه ۶ آورده بودیم تا مراسم عزادری را برگزار کنیم. سربازی به نام «حسین» از قبل این مداح را شناسایی کرده بود.
عزاداری اباعبدالحسین(ع) در اسارتگاه عراقی‌ها

عزاداری اباعبدالحسین(ع) در اسارتگاه عراقی‌ها

در بخشی از خاطرات آزاده احمدعلی قورچی آمده است: در موقع عزاداری در کنار هر یک از پنجره‌ها نگهبانان خودی می‌ایستادند در حالی که آینه‌ای کوچک به دست داشتند به وسیله آن مسیر آمدن نگهبانان عراقی را زیر نظر داشتند و با آمدن نگهبان عراقی کلمه رمز که از قبل تعیین شده بود توسط نگهبان خودی گفته می‌شد و بچه‌ها حالت عادی به خود می‌گرفتند.
حماسه های ناگفته؛ پايداري اسرا (17)

حماسه های ناگفته؛ پايداري اسرا (17)

دشمن،‌ در روزهاي پاياني اسارت،‌ يكي از برادران اسيرمان،‌كه از اهالي تهران و جوان و متعهد و شايسته اي بود...
حماسه های ناگفته؛ شهيدي غريب (16)

حماسه های ناگفته؛ شهيدي غريب (16)

دشمن ايشان را شناسايي مي كند و به هر حال ،‌ زير شكنجه دشمن،‌ ايشان مريض مي شود و كمتر از يكماه كه مي گذرد به شهادت مي رسد...
حماسه های ناگفته؛ زيارت هديه اي الهي (15)

حماسه های ناگفته؛ زيارت هديه اي الهي (15)

در نجف اشرف طوري شد كه قبل از ورد ما،‌ يك عده از مسؤوليني كه از بغداد آمده بودند،‌ اول رفتند، ‌داخل حرم را چك كردند كه كسي نباشد تا ما را وارد حرم كنند.
حماسه های ناگفته؛ معلم شهيد اسارت (14)

حماسه های ناگفته؛ معلم شهيد اسارت (14)

برادران ما با سعي و تلاش و اخلاص در خدمت به يكديگر،‌آنجا را به يك محيط سالمي تبديل كرده بودند. كلاسهاي درسي كه برادران عزيزمان داير مي كردند براي اين بود كه از نظر رشد علمي و تقويت روحي و معنوي،‌ برادرانمان در اسارت تأمين شوند.