کد خبر: ۴۰۴۱۰۶
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۷
با اوج گرفتن مبارزات امام خمینی علاقه ی شهید روز به روز نسبت به ایشان بیشتر می شد،به طوریکه بگفته همسرش بعضی شبهااز شوق دیدار امام تا صبح گریه میکرد

به یاد امام

نوید شاهد لرستان:با اوج گرفتن مبارزات امام خمینی علاقه ی شهید روز به روز نسبت به ایشان بیشتر می شد به گونه ایی که به زبان همسر ایشان شهید بعضی شبها از شوق دیدار و علاقه ی وافر به امام خمینی در گوشه ایی ساعتها گریه میکرد و میگفتند ای کاش بتوانم برای امام کاری انجام دهم

ضبط وصیت نامه

روزهای آخر مرخصی بابام که میخواست برای همیشه ما رو تنها بزاره و به جبهه بره یک ضبط صوت کوچیک داشتیم اونرو برداشت وارد اتاق شد من هم دنبال بابام توی اتاق رفتم همه خواب بودن به جز من کنجکاو بودم و خواستم بدونم که بابام میخواد چکار کنه، بابام به من گفت :تو هم مثل همه ی داداشات که خوابیدن برو بخواب که من گفتم:خوابم نمیبره می خوام پیش شما بشینم گفت :پس بیا تو و ساکت بشین و هر چی که می شنوی پیش مامانت نگی!گفتم:باشه،در اتاق رو بست و قرآن را از بالای طاقچه برداشت و نشست چند صفحه قرآن خوند و بعد ضبط رو روشن کرد و به من گفت:ساکت بشین و حرف نزن و منم گفتم چشم،گفت میخوام صدای خودمو ضبط کنم . آخر حرفهای بابام بود که مامانم در اتاق و زد و بابام با عجله ضبط صوت رو خاموش کرد و رفت و در اتاق روبرای مامان باز کرد.مامانم ازش پرسید این وقت شب چرا بیدارید؟داری چکار میکنی؟بابامو قسم داد بابام گفت:دارم برای یکی از رفقام صدای خودمو ضبط میکنم ، نوار کاست و درآورد دست مامان داد و گفت: این و پیش خودت نگهدار تا روزی که من برگردم ولی دیگه برنگشت و اون نوار کاست که جا گذاشت جز یک وصیت نامه چیز دیگری نبود

مراعات مردم

ماشین را روشن میکرد و میرفت و به کمک مردم و آنها را به مقصد می رساند.بعضی مواقع میدم کسانی را سوار میکرد که کرایه نمیدادند. او هیچ حرفی نمی زد،می گفت:هر که کرایه داد خوب هر که کرایه ندارد عیب نداره و چیزی نمیگفت

راوی:خانواده شهید

شهید شهمراد ابدالی چراغ متولد یازدهم تیر 1330از شهرستان نورآباد

منبع:سیستم اطلاعاتی معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان لرستان
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید