شهید اکبر همتی می گوید: ای مردم مسلمان، هرگز از نثار خون خود در راه اسلام دریغ نورزید و جز خط اسلام که همان خط انبیا است وابسته به احزاب دیگر نشوید و در راه خدا جهاد کنید که خدا جهادگران را دوست دارد.
شهید حسن مرادی میگوید: از اینکه کوچکترین قدم را در راه اسلام عزیز برمیدارم و این جان ناقابل و قطره خون بی ارزشم را در راه خداوندیش می دهم خیلی خوشحال و مسرورم، که عاقبت این لیاقت نصیبم شد.
شهید حق مراد سهرابی میگوید: مادرم برای تمام جوان های حزب اللهی دعا کن. برای تمام مسلمانان و سربازان اسلام دعاکن وظیفه ماست که از این انقلاب حفاظت کنیم ودر مسیر آن قرار گرفته و با آن در حرکت باشیم و نگذاریم که دیگر منافقان و ضد انقلابی ها و ضد اسلامی ها به آن صدمه رسانند.
شهید مصطفی نورانی میگوید: شهادت هدیه الهی است از جانب خداوند تبارک و تعالی، این شهادت ها است که موجب پیشرفت اسلام می شود. مرگ در هر حالتی ممکن است به سراغ انسان بیاید. پس چه بهتر که یک انسان در راه خدا بجنگد و شهید شود همانطور که حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند مرگ برای همه هست ولی شهادت ارمغانی است برای مومن لایق که از طرف خدا می آید.
به مناسبت سالروز شهادت شهید سعید رجبی منتشر می شود؛
شهید سعید رجبی می گوید: خدایا! تو شاهد باش که من از جان خویش که بهترین هدیه ی تو بود گذشتم و در راهت بی دریغ تقدیم کردم و همچون فهمیده ها که به راهت روان شدند و آمدند، من هم راه تو را پذیرفتم، چون خودت فرموده که در ازای شهادت بهشت را میدهم و این جسم مرا که از میان خاک های پاک و خونین را، بپذیر که تنها رضای تو شرط است و الحق که از آتش سوزان جهنم هراسانم.
شهید یدالله آرنگ می گوید: هیچ چیز جز کار برای رضای خدا و خدمت به اسلام عزیز و شهادت آرزوی من نیست و هیچ چیز جز شهادت نمیتواند گلوی تشنه مرا سیراب کند.
شهید عبدالعزیز باباخانی میگوید: بار خدایا! همانطور که سالار و پیشوای ما مرگ را بهتر از زندگی با ظالمین می داند، من نیز عهد و پیمان می بندم که تا آخرین لحظه ی زندگی خود پیرو آقا و سالار خود باشم تا با نثار خون خود به خیل شهدا بپیوندم تا با موجی که قطره قطره خون شهدا به حرکت درآمده هر چند توفنده تر و محکم تر بر سینه دشمنان اسلام و خدا بکوبیم و آنها را به قعر ضلالت بفرستیم. انشالله.
شهید حسن سلطان آبادی می گوید: اینجا افرادی هستند که از خانه و خانواده جان و مال و دوست و رفیق گذشته اند و خالصانه به انجام وظیفه خود مشغولند و نتیجه اش قبولی در پیشگاه خداوند متعال است؛ و آن هنگامی است که به درجه شهادت- قلم و زبان از وصفش عاجز است میرسند امیدوارم که من از نظر درگاه حق تعالی پذیرفته و قبول شوم.