شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۶
همیشه در صف اول تظاهرات با مشتی گره کرده شعار استقلال و آزادی سر می داد

زندگینامه شهید علی ماشاالله خاکسار

دستاورد همت و تلاش خانواده ای مومن و متعهد از روستای چالسپار ، شهید علی ماشااله خاکسار متولد به سال 1337 او که از همان ابتدای کودکی مورد تعلیم پدر و مادر و دوستداران ائمه اطهار قرار گرفت و ثمره ی دوستی وی با سلاله ی محمد چیزی جز تدین و اعتقاد درونی وی نبود.تحصیلات دوران ابتدایی اش با موفقیت در شهرستان ازنا به پایان رسید. زمین های کشاورزی هنوز دستان کوچک اما پرتوان علی ماشاالله را به یاد دارند و اوبود که همیشه با وجود سنی کم اما شعوری بسیار، دستگیر پدر بزرگوارش بود.و به راستی که صبر و تحمل هدیه ایست از جانب خداوند برای خانواده و دوستان و آشنایانی که شیفته ی علی ماشااله بودند و پیوسته از او درس دلسوزی و فداکاری می گرفتند.ایشان بعد از مدتها شهر خود را جهت کادر پروژه های عمرانی در اهواز ترک کردندو پس از پخته شدن در کارهای مختلف دوباره به دیار خود بازگشتند و این بار در اداره ی آموزش و پرورش مشغول کار و خدمت شدند.شهید والا مقام در طول خدمت در آموزش و پرورش با فقدان پدر روبرو بود و سرپرستی مادر و خواهران و برادرانش را به عهده داشت اما با این همه مشکلات قدم در راه مقدس ازدواج نهاد و علاوه بر سرپرستی خانواده ی خویش که شامل همسر و دو فرزند دختر و پسرش بود سرپرستی خانواده ی پدری اش را رها نکرد.بار مشکلات هرگز در طول عمر کوتاه اما جاودانه اش او را از ادامه تحصیل باز نداشت. در دوران رژیم ستم شاهی وجود سرشار از اعتقاد او همیشه به مبارزه با بدحجابی و فسق و فجور و مواد مخدر که آتشی بر جان جوانان بود ، وامی داشت.در دوران مبارزه برای پیروزی انقلاب ، همیشه در صف اول تظاهرات با مشتی گره کرده شعار استقلال و آزادی سر می داد.پس از پیروزی انقلاب سنگر مبارزه را خالی نکرد و در مسجد قدس چالسپار عضو پایگاه مقاومت شد و همراه دوستانش حاج عزیزاله اسدی و برادران خلیلی فعالیت داشت.تا اینکه برای اولین بار در سال 1362 به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و تا قبل از شهادت دو مرحله عاشقانه در جبهه های مبارزه جنگید اما در سال 65(11/1/65)در جبهه های غرب سلمانیه پس از درگیری های مکرر با دشمن مفقودالاثر شد.بعد از شهید معظم، بار زندگی به دوش همسر جوانش افکنده شد. همسری که با همت و پاکدامنی ، فرزندانش را روانه ی دانشگاه ساخت و سرانجام در سال 1371 پس از سال ها چشم انتظاری خبر شهادتش چشم های چشم براهانش را غرق در اشک و شعف ساخت.اشک به خاطر از دست دان پدری بزرگوار و همسری جوانمرد و به خاطر فدا شدن در راه حق و حقیقت همانگونه که در وصیت نامه اش یاد کرده بود که ما باید فدای اسلام شویم.


منبع:سیستم اطلاعاتی معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان لرستان
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده