توصیه شهید پیرولی سگوند به عامه مردم و مسئولین
شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۲
خدايا شهادتم را در راه اسلام و قرآن كه خاري در چشم دشمنان است بپذير

به گزارش نوید شاهد لرستان شهید پيرولي سگوند، : هشتم تير 1333، در روستاي فتح‌آبادآبستان از توابع شهرستان خرم‌آباد به دنيا آمد. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست ‌و سوم تير 1361، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به پاها، شهيد شد. مزار وي در شهرستان زادگاهش واقع است.

وصيت نامه شهيد پيرولي سگوند

بسم الله الرحمن الرحيم

بگو اي پيغمبر نماز من اطاعت من زندگي من و مردن من فقط براي خداوند عالميان باشد.بنام خداوند متعال و بخشنده و مهربان و با درود به رهبر كبير و عزيز انقلاب و بروان پاك شهيدان از كربلاي حسيني تا كربلاي خميني و با درود به مردم قهرمان و شهيدپرور ايران و درود بر شما اي پدر و مادر بزرگوار اين چنين فرزندي را در راه خداوند داديد و امانتي كه خداوند به شما عطا كرده بود بخوبي تربيت كرديد تا به حال من مرده بودم و اين لحظه آغاز جهاد و شهادت است و چقدر شهادت در راه خدا زيباست و بمانند گل محمدي باقی ماند كه وارثان خون پاك شهيد از آن مي بويند خدايا شهادتم را در راه اسلام و قرآن كه خاري در چشم دشمنان است بپذير آمين رب العالمين.

باري پدر و مادر عزيز از سرگذشت زندگي من ناراحت نباشيد من يك ماموريت خدايي داشتم كه آن را به اراده خدايي بي پايان رساندم درباره من زياد فكر نكنيد من عاشق اين انقلاب و رهبري امام عزيز امت بودم و شهر به شهر گشتم و براي اين انقلاب تبليغ كردم و در آنجا كه توانستم خدمت ناچيزي كردم خيلي دلم مي خواست شما را زيارت كنم ولي خداوند اجازه نداد بايد به رضاي خدا راضي بود مال دنيا ارزش ندارد تنها چيزي كه مي ماند خدمت به اسلام و اين انقلاب است من از شما مي خواهم تمام برادراني كه در گردن من حق دارند آنها را راضي كنيد در عوض خداوند در خزانه غيب مي دهد و من بي كار نبودم پول زيادي داشتم ولي نمي خواستم براي شما بفرستم هيچ راهي نداشتم هرچه داشتم مي دادم در راه اين انقلاب و حالا هم بار دوم من است كه به جبهه مي آيم بار اول چهار ماه ماندم در جبهه خرمشهر و آبادان و حالا هم نزديك دو ماه است در جبهه هستم در جنگ هم شاهد قدرت خداوند بودم به خدا قسم هركسي به اين انقلاب رهبري امام خميني دشمني بكند كافر است و به آتش جهنم گرفتار خواهد شد من شما همگي عزيزان نصيحت مي كنم اگر تا حالا به اندازه يك زره دشمن و يا شك به اين انقلاب داشتيت توبه كنيد و الا به سرنوشت شاه و امثالهم گرفتار مي شويد تا توان داريد با جان و مال به اين انقلاب خدمت كنيد و مزيت اين منافقين از خدا بيخبر را نخواهيد دست از حسين زمان نكشيد و با يزيديان هم پيمان نشويد و دست امام حسين در تاريكي ننويسيد و فرار كنيد باز هم مي گويم زياد درباره سرنوشت من فكر نكنيد من يك ماموريت الهي داشتم و اگر كسي چيزي به شما گفت ناراحت نشويد طرف حساب او خداست براي من گريه نكنيد هركجا كه دلتان خواست مرا به خاك بسپاريد اگر انشاءالله من پيش خداوند آبرويي پيدا كردم شما را همگي دعا مي كنم تا قيامت و دعاي شهيد پيش خدا قبول مي شود و در ضمن من نمي توانم اسم همه عزيزان را بنويسم دست همه شما را بوسم عرض همه را سلام و دعا مي رسانم هر وقت به ياد من افتاديد به ياد تنهايي امام حسين بيافتيد و براي او گريه كنيد ما هرچه داريم از امام حسين و اولاد اوست دست از دامن علي (ع)و خانواده اميرالمومنين برنداريد تا عاقبت به خير شويد.

خدايا خدايا براي حفظ اسلام تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

آمين يا رب العالمين 4/6/61


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده