خاطرهای از شهید «اسحاق بیلفت»
برادر شهید تعریف میکند: آخرین باری که به مرخصی آمد، برای شرکت در مراسم تشییع یکی از دوستانش بود؛ دوستی که او هم سرباز بود و در یک حادثه تصادف جانش را از دست داده بود. برای همین به خانه آمد و حدود ۲۰ روز پیش ما ماند. در این مدت، حرفهایی میزد که آن زمان شاید معنایش را نمیفهمیدیم. به فامیل و دوستان گفته بود که میرود و دیگر برنمیگردد.