صادق مهماندوست راوی کتاب «پرستوی بال شکسته» نقل میکند: «جالب اینکه اغلب مواقع، در حین برگزاری دعا و در هر هفت هشت دقیقه یکبار، نگهبان عراقی که در محوطه درحال تردد بود، مزاحم میشد و عملا بچهها مجبور بودند دعا را قطع کرده و تجمع داخل آسایشگاه را هم بهم بزنند و متفرق شوند و هر کس در جای خودش مستقر شود تا پس از رفع مزاحمت نگهبان بعثی، دوباره دعا ادامه پیدا کند.»