آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۰۷۷
۱۱:۰۵

۱۴۰۵/۰۷/۲۱

از کلاس درس تا آستانه شهادت؛ روایت زندگی شهیده دکتر «مهسا احمری»

شهیده دکتر «مهسا احمری»، استاد دانشگاه هرمزگان و دانشجوی دکتری روان‌شناسی دانشگاه تبریز، بانویی فرهیخته و پرتلاش بود که در کنار فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای، همسری مهربان و مادری فداکار برای فرزندش میلان به شمار می‌رفت. او سوم تیرماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با سالروز تولدش، به همراه همسر و فرزندش در حمله موشکی رژیم صهیونیستی به آستانه اشرفیه به شهادت رسید؛ خانواده‌ای که رؤیا‌های علمی و خانوادگی‌شان ناتمام ماند.


به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهیده دکتر «مهسا احمری» فرزند علی سوم تیرماه سال ۱۳۶۷ در مشهد و در خانواده‌ای پایبند به ارزش‌های دینی و انسانی دیده به جهان گشود. از کودکی دختری خوش‌اخلاق و باهوش بود که در کنار استعداد چشمگیر در تحصیل، به کتاب و مطالعه علاقه داشت. ادب و روحیه کمک به دیگران از ویژگی‌های برجسته او بود. این ویژگی‌ها در سال‌های نوجوانی و جوانی نیز همراهش ماند و در مسیر زندگی علمی و خانوادگی‌اش نمود یافت. مهسا پس از تحصیل در رشته روان‌شناسی بالینی در دانشگاه فردوسی مشهد، تحصیلات خود را تا مقطع دکتری روان‌شناسی در دانشگاه تبریز ادامه داد. سرانجام، سوم تیرماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با سالروز تولدش، زندگی او در حمله موشکی رژیم صهیونیستی به آستانه اشرفیه، در کنار همسر و فرزند خردسالش، به شهادت ختم شد؛ روزی که می‌توانست یادآور آغاز زندگی‌اش باشد، به روز پرواز او و خانواده‌اش تبدیل شد.
 
از کلاس درس تا آستانه شهادت؛ روایت زندگی شهیده دکتر «مهسا احمری»
 
 
کودکی آرام، مهربان و باهوش

مهسا از کودکی دختری آرام و مهربان بود که با خوش‌اخلاقی و رفتار دلنشین‌اش، محبت مربیان مهدکودک و اطرافیان را به دل می‌نشاند. راستگویی، ایمان و نوع‌دوستی در وجودش ریشه داشت، اما عمیق‌ترین دلبستگی‌اش خانواده بود. او با تمام قلبش پدر و مادرش را دوست داشت و نسبت به برادرانش عشقی آمیخته با مهر و مسئولیت احساس می‌کرد؛ آن‌قدر که گاهی همچون مادری دلسوز، مراقبشان بود و شادی و آرامش آنان را بر آسایش خود مقدم می‌دانست. برای مهسا، خانواده تنها جمع عزیزانش نبود، بلکه پناه عاطفی و شیرین‌ترین دلخوشی زندگی‌اش بود.

نذر برای سلامتی برادر در حرم امام رضا (ع) 

یکی از خاطرات ماندگار خانواده از دوران نوجوانی مهسا، نذر او برای سلامتی برادر کوچک‌ترش است. زمانی که برادرش در ۱۲ سالگی بر اثر تصادف دچار شکستگی پا شد، مهسا دو عدد از سه النگوی خود را برای سلامتی او، نذر امام رضا (ع) کرد. پس از بهبودی برادرش نیز به عهد خود وفا کرد و النگو‌های باقی‌مانده را از دست بیرون آورد و داخل ضریح مطهر امام رضا (ع) انداخت.
 
او از دوران راهنمایی، همراه مادرش برای اقامه نماز به مسجد محله می‌رفت و بین نماز مغرب و عشا، نماز غفیله می‌خواند. در شب‌های احیا نیز تا نیمه‌شب در مسجد بیدار می‌ماند و همراه مادرش به دعا و نیایش می‌پرداخت. این رفتارها، نشانه‌ای از علاقه و دلبستگی او به معنویت و آموزه‌های دینی بود.

دانش‌آموزی ممتاز با استعداد‌های علمی و هنری

مهسا در دوران ابتدایی هم از نظر اخلاقی و هم در تحصیل، دانش‌آموزی ممتاز بود و در دوره راهنمایی نیز همواره با معدل ۲۰ به تحصیل ادامه داد. او با کسب رتبه‌ای خوب در آزمون ورودی، وارد دبیرستان نمونه شد و در نخستین سال تحصیل در این مقطع، با شرکت در جشنواره خوارزمی موفق به کسب رتبه نخست استانی در خراسان رضوی شد و جایزه دریافت کرد. این موفقیت، نشان‌دهنده استعداد علمی و پشتکار او در سال‌های نوجوانی بود.

علاقه او تنها به تحصیل محدود نبود؛ نقاشی و هنر نیز جایگاه ویژه‌ای در زندگی‌اش داشت و در کنار مطالعه، بخشی از اوقات فراغتش را به فعالیت‌های هنری اختصاص می‌داد.
مربیان و معلمانش نیز همواره از هوش، رفتار شایسته و توانمندی‌های او یاد می‌کردند.

دلبستگی به معنویت و آموزه‌های دینی
 
علاقه مهسا به ارزش‌های دینی از دوران نوجوانی آشکار بود. او از دوره راهنمایی همراه مادرش برای اقامه نماز به مسجد محله می‌رفت و در فاصله نماز مغرب و عشا، نماز غفیله می‌خواند. در شب‌های احیا نیز تا نیمه‌شب در مسجد می‌ماند و همراه مادرش به دعا و نیایش می‌پرداخت.
ایمان، پایبندی به آموزه‌های دینی و توجه به خانواده و دیگران، در کنار استعداد علمی و روحیه هنری، بخش‌های برجسته‌ای از شخصیت شهیده دکتر مهسا احمری را شکل می‌داد.   
 
 استادی پرتلاش در کنار پژوهش؛ دریغ از دفاعی که ناتمام ماند
 
شهیده احمری تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد روان‌شناسی را در دانشگاه فردوسی مشهد به پایان رساند و برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به دانشگاه تبریز رفت. به گفته استادانش، او از دانشجویان ممتاز، بااخلاق و پرتلاش بود و درس‌های خود را با نمرات عالی پشت سر می‌گذاشت. او در کنار تحصیل، از سال ۱۴۰۲ به‌عنوان استاد مدعو در دانشگاه هرمزگان فعالیت داشت و درس‌های تخصصی روان‌شناسی تدریس می‌کرد. همچنین در یکی از کلینیک‌های بندرعباس به ارائه مشاوره و خدمات روان‌شناختی می‌پرداخت. 
 
مهسا برای تکمیل رساله دکتری خود تلاش فراوانی می‌کرد و در آستانه دفاع از آن قرار داشت. خانواده‌اش از شب‌هایی یاد می‌کنند که برای پیشبرد کار‌های علمی، ساعت‌های طولانی بیدار می‌ماند و گاهی تنها نیم‌ساعت می‌خوابید. او سال‌ها برای رسیدن به این مرحله تلاش کرده بود، اما فرصت نیافت ثمره زحماتش را در جلسه دفاع ببیند.
 
 
از کلاس درس تا آستانه شهادت؛ روایت زندگی شهیده دکتر «مهسا احمری»

زندگی مشترک و دلبستگی به خانواده

مهسا احمری در دهم بهمن‌ماه ۱۳۹۲ زندگی مشترک خود را با شهید «حامد صابر» آغاز کرد. حامد، دانش‌آموخته رشته مهندسی کشتی و از کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی در بندرعباس بود. حاصل این ازدواج، پسری به نام «میلان» بود که در ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ به دنیا آمد و شادی و امید را به زندگی خانواده بخشید.
میلان نیز کودکی بااستعداد و پرتحرک بود. او به‌تازگی کلاس اول دبستان را به پایان رسانده و در مسابقات اسکیت استان هرمزگان رتبه نخست را کسب کرده بود. خانواده‌ای که در کنار مسئولیت‌های شغلی و علمی، برای آینده فرزندشان برنامه‌ها و آرزو‌های بسیاری داشتند.

آخرین دیدار مادر با دخترش

در پی حمله به تهران در ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴ و شهادت یکی از اقوام، مهسا به همراه همسر و فرزندش از بندرعباس به مشهد آمد و دو روز در کنار مادرش ماند. پس از آن، برای شرکت در مراسم تشییع به شمال کشور رفتند. در روز‌های پایانی زندگی، خانواده برای حضور در مراسم هفتمین روز درگذشت پسر ۱۷ساله شهید سید محمدرضا صدیقی صابر، دانشمند هسته‌ای، به آستانه اشرفیه سفر کرده بودند. این سفر، به جای بازگشت به زندگی روزمره، به آخرین فصل زندگی خانواده مهسا احمری تبدیل شد. 
مادر مهسا از آخرین دیدارشان با حسرت یاد می‌کند؛ دیداری که با نگرانی از شرایط جنگی و دلواپسی برای آینده همراه بود. مهسا هنگام رفتن به مادرش گفت: «مادر، حلالم کن؛ اگر ما هم شهید شدیم...» 
صبح روز حرکت، مادر قرآن را بالای سر دختر، داماد و نوه‌اش گرفت و از آنان خواست پس از پایان مراسم، زود به مشهد بازگردند. هنگام خداحافظی، مهسا دوباره از خودرو پیاده شد، مادرش را در آغوش گرفت و بار‌ها بوسید؛ آغوشی که آخرین دیدار مادر با دختر عزیزش شد.   
 
                                                                          شهادت در روز تولد؛ پایان ناتمام یک زندگی
 
بامداد سوم تیرماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با سالروز تولد مهسا احمری، حمله موشکی رژیم صهیونیستی به آستانه اشرفیه به شهادت او، همسرش حامد صابر و فرزندشان میلان انجامید.
با شهادت این خانواده، رؤیا‌های علمی مهسا در آستانه دفاع از رساله دکتری ناتمام ماند و کودکی که تازه قدم به دنیای مدرسه گذاشته بود، از ادامه زندگی محروم شد. 
 
 
از کلاس درس تا آستانه شهادت؛ روایت زندگی شهیده دکتر «مهسا احمری»
 
انتهای پیام/

گزارش خطا

ارسال نظر
captcha
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه